در نقاشی هایم "تنهاییم" را پنهان میکنم
در"دلم" دلتنگیم را
در"سکوتم" حرف های ناگفته ام را
در لبخندم"غصه هایم" را
دل من...
چه "کوچک" است
"دل من" ساده می خندد
ساده می نگرد،"ساده" می پوشد
دل من از تبار دیوار های "کاهگلی" ست
ساده "می افتد"،ساده "می شکند"،ساده "می میرد"
به همین "سادگی"...

وقتی دلت بگیرد، دیگر فرقی نمی کند کجا باشی!
دلت می خواهد که فقط بباری...
اماگاهی به بهانه غرور
به دنبال جایی هستی که هیچکس نباشد
جایی برای تنهایی...
